ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
187
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
ماردين را داشت ، بچه بود ، و نظام الدين يرنقش كه مملوك پدر وى به شمار مىرفت ، اختيار شهر و دولت او را در دست داشت و فرمان مىراند . در حقيقت با وجود او حسام الدين ، هيچ دستى در كارها نداشت . وقتى كه ملك عادل ماردين را در ميان گرفت و اين محاصره را ادامه داد ، يكى از اهالى در نتيجه سازشى كه با او كرد ، ربض قلعه ماردين ، يعنى پيرامون قلعه را كه ميان قلعه و ديوار بيرونى قلعه قرار داشت ، به قواى مهاجم واگذاشت . در نتيجه اين خيانت ، لشكر ملك عادل هجوم بردند و مردم ماردين را به نحو زشت و زنندهاى غارت كردند و درباره آنان رفتار ناشايستهاى روا داشتند كه گوش مانندش را نشنيده بود . پس از دست يافتن بر پيرامون قلعه ، محاصره قلعه و جلو - گيرى از رساندن خواربار به ساكنان آن ، براى ملك عادل امكانپذير گرديد . او در اين محاصره پافشارى كرد و بدان حال باقى ماند تا سال 595 كه از آن جا رفت ، چنان كه ما به خواست خدا در جاى خود ذكر خواهيم كرد . در اين سال ، شيخ ابو على حسن بن مسلم بن ابو الحسن قادسى زاهد ، از جهان رفت . او در بغداد اقامت داشت و اين قادسيه ، كه وى بدان جا منسوب است ، قريهاى است بر كرانه نهر عيسى ، از توابع بغداد .